عشقی درمیان آتش انقلاب; درباره دکترژیواگو
عشقی درمیان آتش انقلاب; درباره دکترژیواگو

کارگردان: دیوید لین David Lean
فیلمنامه: رابرت بولت، بر مبنای رمانی نوشته، بوریس پاسترناک
فیلمبردار: فردی یانگ
موسیقی: موریس ژار
بازیگران: عمرشریف «یوری ژیواگو»، جولی کریستی «لارا»، جرالدین چاپلین، راداستایگر«کامارونسکی»، الک گینس
۱۹۶۵، رنگی، ۲۰۰ دقیقه.

دکتر ژیواگو از روی رمان «دکترژیواگو» نوشته «بوریس پاسترناک» برنده جایزه نوبل؛ توسط فیلمساز بزرگ «دیوید لین» در سال ۱۹۶۵ ساخته شده است. دکتر ژیواگو، یک فیلم حماسی عظیم است، با داستانی بزرگ و جذاب از عشق و نفرت در دوران جنگ. تماشای فیلم «دکترژیواگو» مشکل است، دردسردارد! آنقدرصحنه های تاثیرگذار دارد که در هرباردیدنش بغض گلوی آدم را می گیرد. می شود پای هر صحنه این فیلم اشک ریخت، می شود فقط با دیدن چهره «لارا» اشک ریخت… ! این فیلم فقط توسط استاد و هنرمند بزرگی همچون «دیوید لین» می توانست ساخته شود. با دیدن تک تک صحنه ها و جزئیات فراوان فیلم (گل ها، پنجره ها، شمع ها، ماه، رنگ ها، دکور، درخت و برگ ها، لباس ها…) که نشان از جدیت و اهمیت در کار یک فیلمساز دارد؛ می توان پی برد که تنها با یک فیلم و فیلمساز طرف نیستیم، بلکه با یک شاهکار و یک هنرمند روبرو هستیم، یک هنرمند واقعی. دیوید لین، در دکترژیواگو، دست به خلق حماسه ای می زندکه در آن زندگی وسرنوشت آدم های قصه به علت توفان های بی رحم  و حوادث غم بار تاریخ، تغییر مسیر یافته اند.

دکترژیواگو، را از هر منظر که ببینیم یک شگفتی است، از موسیقی جاودانه «موریس ژار» (آن تم معروف لارا) گرفته، تا فیلمبرداری محشر «فردی یانگ»، فیلمنامه بی نقص «رابرت بولت» که قبل از این هم در «لارنس عربستان» در کنار «لین» حضور داشت؛ بازی های گرم و صمیمی «جولی کریستی» و «عمرشریف» با آن شور و احساس و علاقه و امید که در جستجوی مکانی آرام و به دور از جنگ هستند، «راد استایگر» در نقش، کامارفسکی، شیطان صفت، عالی ظاهر می شود، «الک گینس» نیز با حضوری متناوب و به عنوان راوی در نقش برادر ناتنی ژیواگو، بازی ماندگاری را از خود برجای گذاشته است و البته «تام کورتنی» (پاشا) همان دانشجویی که یک شورشی خشن به نام (استرل نیکوف) تبدیل می شود (به صحنه ای که او سوار بر قطار، در حالی که برای خودش کسی شده است، آن طوری که «فردی یانگ» با آن ابهت نشانش می دهد، نگاه کنید، مو به تن آدم سیخ می شود. این ها همه مجموعه ای از به یادماندنی ترین تاثیرات سینمایی را بر جای نهاده اند.

اما ازهمه این موارد که بگذریم، در اصل باید به دید و شیوه بی نظیر «دیوید لین» بنگریم. برای درک و پی بردن به آن، می توان به این مثال ها اشاره کرد: نمای معروف خون ریخته شده روی برف، پس از کشتار مردم که به نمای نزدیکی از چهره «لارا» پس از اینکه توسط «کامارفسکی» مورد اذیت قرار گرفته، قطع می شود؛ و یا به صحنه خداحافظی یوری و لارا اشاره کرد، آنجا که یوری پس از رفتن لارا، خود را تنها در آن خانه می بیند و سپس آن گل های آفتابگردان که شروع به افتادن می کنند، یا به آن صحنه که نمایی از یک شمع که به آهستگی در پشت شیشه یخ زده پنجره اتاقی که در آن لارا و پاشا مشغول گفتگو هستند، شعله ور است و در همان لحظه نیز در خارج از اتاق، ژیواگو در حال عبور است، و یا صحنه ای که یوری برای اولین بار لارا را می بیند؛ و یا آن صحنه پایانی که یوری روی زمین می افتد و دوربین فردی یانگ او را در یک نمای دور نشان می دهد و…